السيد الطباطبائي

78

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

في الدنيا ، و مع ترك العلم و إفساد التربية الدينية يرجع الناس إلى تراثهم الاولى و هو الجهل و العمي و الفساد . ترجم حديث : اميرالمومنين ( ع ) فرمود : قوام دين بر چهار عامل [ انسانى ] استوار است : عالم بيانگر كه علمش را به كار گيرد . ثروتمندى كه در خير رسانى به اهل دين خسّت نورزد . فقيرى كه آخرتش را به دنيايش نفروشد . و جاهلى كه از فراگيرى علم تكبّر نورزد . پس زمانى كه عالم علمش را كتمان كند ، و ثروتمند خسّت بورزد ، و فقير آخرتش را به دنيايش بفروشد ، و جاهل از آموختن تكبّر ورزد ، دنيا ( جامعه ) با حركت قهقرائى به تراث خود برمى گردد . پس [ اگر جامعه را چنين ديديد ] كثرت مسجدها و نمودِ پيكرهاى مردمى كه رفت و آمد « 1 » زياد دارند ، شما را به اشتباه نيندازد . گفته شد : اى اميرالمومنين : در چنان زمانى چگونه بايد زيست ؟ فرمود : با آنان در ظاهر همزيست باشيد . و در باطن مخالف شان باشيد . براى انسان آن مى ماند كه ( براى آخرتش ) كسب كرده است ، و انسان در كنار كسى است كه دوستش دارد . و در عين حال منتظر فرج از خداوند متعال باشيد . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : جمل « رجعت الدنيا على تراثها » ، در نسخه هائى كه در دست ما است به همين صورت با لفظ « تراث » است . و در اين صورت شايد معنايش چنين باشد : دنيا به همراه آن چه مردم از اموال و نعمت ها به ارث گذاشته اند ، بر مى گردد يعنى نعمت ها از مردم سلب مىشود تا عقوبتى باشد براى آن خصلت ها .

--> ( 1 ) - يكى از معانى اختلاف ، كثرت رفت و آمد است .